من چيستم؟
آلفرد لرد تني سـُن
ترجمه و شرح: حسين الهي قمشه اي
من خود چيستم؟
كودكي كه در شب گريه مي كند
كودكي كه در تاريكي براي نور گريه مي كند
و هيچ زباني جز گريه ندارد.*


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــ
* گريه رمز ِ نياز و عرض ِ اشتياق است و چنانچه در دعا آمده است كه لا املك الا الدعا (من هيچ چيز جز دعا و خواست ندارم). جوهر ِ ذات ِ آدمي همان خواست است. نفس ِ ناطقه يعني خواستن و عشق داشتن. و چون سرمايه ي ما تنها خواستن است، هرچه خواست عظيم تر، آدمي بزرگتر و شريف تر. نفس ِ اماره و ديگر نفوس ِ شيطاني چون مزينه و مسؤله و غيره كه نام برده اند، عيبشان در خواستن نيست، بلكه در كم خواستن و به كم قانع شدن است. خواستن نشان ِ ظرفيت و قابليت ِ آدمي است، و هر آرزويي نشان ِ قابليت و توانايي ِ خاصي در ماست و اين همه عرض ِ نياز و گريه و زاري كه در ادب ِ عرفاني پارسي مي بينيم همه نشانه ي عاشقي و شوق به وصال ِ آن كسي است كه نور ِ آسمان و زمين است:

گريه بر هر درد ِ بي درمان دواست ... چشم ِ گريان، چشمه ي فيض ِ خداست
تا نگريد ابر، كي خندد چمن ... تا نگريد طفل كي نو شد لبن
برق ِ عقل ِ ما براي گريه است ... تا بگريد نيستي از شوق ِ هست
(مثنوي)




__________________
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
تو نه مثل آفتابی که طلوع و غیب دارد
دگران روند و آیند تو هنوزهم که هستی