عاشقان پيدا و دلبر ناپديد
در همه عالم چنين عشقي كه ديد
عارفان حق را در همه صورت ها مي بينند و در همه ي صورتها عبادت مي كنند چنانكه محي الدين گفت:
قلب من پذيراي همه صورت هاست
قلب من چراگاهي است براي غزالان وحشي
و صومعه اي است براي راهبان ترسا
و معبدي است براي بت پرستان
و كعبه اي است براي حاجيان
قلب من الواح مقدس تورات است
و كتاب آسماني قرآن
دين من عشق است
و نافه ي مرا به هر سوي كه خدا
خواهد سوق مي دهد
و اين است ايمان و مذهب من
و ويليام شكسپير ساعر آسماني نيز چنين اشاره مي كند:
« تو از كدامين گوهري؛ كه هزاران هزار سايه هاي شگفت خود را در تو مي آويزند
و اين چگونه تواند بود
كه هر سايه را صورتي و هر صورتي را طرزي و طرازي ديگر مي بينيم،
و تو تنها يك ذات، و تو تنها يك چيز
و اگر هلن را كه مجموعه زيبايي است، به تمام و كمال ستوده اند،
شبهي نا تمام از خيال تو تصوير كرده اند،
اما در چشم عاشقان وفادار نه هيچكس به تو ماند و نه تو به هيچكس ماني./
ومولانا چنين ميگويد
دل من گرد جهان گشت و نيابيد مثالش
به كه ماند به كه ماند به كه ماند؟!
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
واندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند
شاعر و نقاش مشهور انگليس ويليام بليك در قطعه شعري از منظومه «نغمه هاي بي گناهي»
كمال آدمي را چنين وصف كرده است:
«جهاني را در سنگريزه اي ديدن
و بهشتي را در يك گل وحشي مشاهده كردن
و بي نهايت را در كف دست نگه داشتن
و ابديت را در لحظه اي در يافتن
و حضرت محمد (ص) چنين مي فرمايد:
خداوند زيباست
و زيبايي را دوست دارد
افلاطون نيز اينگونه مي گويد:
زيبايي حقيقت است. و حقيقت زيبايي.
قرآن كريم، صريح ترين دعوت و رو شن ترين چراغ هدايت به ميعادگاه ديدار و بهشت رضوان پروردگار است كه:
اين دعوت را پذيزا شويد، كه شما را از جهاني ظلماني به دنياي نور و از جهل به علم و از غم به شادي و از سكون به حركت و از خوف به امن و از بيماري به شفا و از كثرت به وحدت و از مرگ به زندگي و از سراب موهم به انهار آب و شراب شهد و شير فرا مي خواند اين است پيروزي بزرگ و اين است كاري كه در جهان شايسته ي رقابت است .
از خيال تو به هر سو كه نظر كردم
پيش چشمم در و ديوار مصور مي شد
جهان آكنده از زيبايي است
از زمين زير پاي تا آسمان بالاي سر
و از ابر و موج تا كاغذ ابر و باد
و از بي رنگي عشق
تا نقوش رنگارنگ شمشير هاي دمشق
زيبايي حقيقت است،
و حقيقت زيبايي است،
و هردو عين وجودند،
و هرسه عين عشقند،
و هر چهار همان شادي مطلقند،
و هر پنج همان دل آدمي است كه چون پنجه ي آفتاب
جامي از شراب نور به دست جهانيان مي دهد
دل آدمي،
اگر چون دهكده عالم جايگاه آب و ملك و دام و دد نباشد
خانه عشق است.
گر چشم پاك عشق بگشايي به عالم
وز خاك كوي دوست يابي توتيا را
الهي قمشه اي
اي حريفان مستي ما از شرابي ديگر است
تاك ما عشق است و در انگورش آبي ديگر است
الهي قمشه اي
من ز بسياري گفتارم خموش
مولانا
مقالات
دكتر حسين الهي قمشه اي
انتشارات روزنه
چاپ دهم؛ بهار 1382
سایت الهی قمشه ای